غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
688
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
باشد و چهار رسته دندان دارد و هردندانى برابر تخممرغى و دست و پاى او بغايت كوتاه است و سطبر مثابه بدست و پاى شتر و دمى كوتاه دارد و او دايم قصد كشتى كند و هرجانورى كه بيابد هلاك گرداند و قوت صلابت جسدش بمرتبهايست كه نوبتى در مصر هزار مرد مسلح خواستند كه او را هلاك سازند ايشان را اينمعنى ميسر نشد و همدر عجايب البلدان مسطور است كه نوبتى در ساحل درياى هرمز مشاهده افتاد كه مردى ماهى صيد كرد كه مانند سپرى گرد و پهن بود و دنباله دراز باريك داشت و در ميان پشتش دو چشم گشاده بود و دهان در ميان شكم داشت ديگر در رسالة الصيد مذكور است كه نوعى از ماهى است كه آن را حوت الحيض گويند و آن بسيار بزرك باشد چنان كه كشتى را از رفتن باز دارد اما چون ساكنان سفينه خرقهء را به خون حيض آلوده به دريا اندازند آن ماهى بگريزد و اگر زنى حايضه در كشتى باشد همين خاصيت ظاهر گردد ديگر در بعضى از بحار ماهى مىباشد كه طول آن صد و بيست گز است و عرض او بيست ارش و عرض دهانش دوازده ارش و همدران بحر ماهى است كه ميپرد و در وقت طيرانش ماهى ازو بزرگتر از عقبش در پرواز مىآيد و او را گرفته مىخورد ديگر در يكى از درياها ماهى مىباشد كه در روى آب در طيران مىآيد تا خود را به حيوان بحرى كه بر سطح آب دهان بازداشته باشد مىرساند و بدهانش در مىآيد و اين حيوان آن ماهى را فى الحال فروميبرد ديگر در تحفة الغرايب مسطور است كه در هندوستان دريائيست كه ده فرسخ طول آنست و در آن دريا حيواناتاند بهيات انسان كه چون شب شود از آن جنس بسيارى از آب بيرون آيند و بر ساحل بحر باهم ملاعبه نمايند و رقص كنند و در ميان ايشان زنان خوب صورت باشند و ديگر حيوانات نيز باشند بر غير صورت آدمى كه از آن بحر بيرون مىآيند و مردم آنديار در شبهاى مهتاب نزديك به آن دريا روند و در گوشهء نشسته نظارهء ايشان كنند راقم حروف گويد كه در سنهء ثمان و تسعمائه كه سلطان بديع الزمان ميرزا به خيال قتال محمد خان شيبانى در كنار آبآمويه نشسته بود بعضى از مردم از آن نهر ماهى گرفتند كه طولش يك گز و نيم بود و سطبرى نصف بالايش برابر عصائى و نصف پايانش به مقدار قلمى و فك اسفل نداشت و غير دهان منفذى در اعضايش ظاهر نبود و ازجملهء حيوانات آبى ديگر سرطانست كه او را خرچنك نيز گويند از غرايب حالاتش آنكه چشم بر كتف دارد و دهان در سينه و سالى سه نوبت پوست اندازد و خانهء خود را مبنى از دو در سازد يكى به طرف آب و ديگرى به طرف خشكى و چون پوست افكند در جانب آب را محكم گرداند و در طرف خشكى را باز گذارد تا بدنش صلب شود ديگر آنكه خرچنك بطريقهء آدميان بدست خوردنى برداشته در دهان گذارد و مانند ساير حيوانات دهان بر ماكولات ننهد گويند كه اگر سرطان را بر پشت مرده يابند علامت امنيت باشد .